تبلیغات اینترنتیclose
سید عماد الدین نسیمی- سندلر، قئيدلر و گؤروشلر- 3
سید عمادالدین نسیمی در پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق
شرح افکار، احوال و آثار سید عمادالدین نسیمی بر اساس تحقیقات استاد دکتر حسین محمدزاده صدیق

 

تصویر و پرتره سید عماد الدین نسیمی به قلم ناصر بخشی تبریزی

پرتره سید عماد الدین نسیمی

نقاش: ناصر بخشی، هنرمند تبریزی

23-  تاریخ ادبیات آذربایجان[1]

چوخلو داخیلی و خارجی قایناقلاردان یارارلاناراق فارسجا آلتی جیلدلیک «تاریخ ادبیات آذربایجان» تألیف ائده‌ن آقای محمدرضا کریمی، اؤز اثرینده نسیمی اوچون گئنیش یئر آییرمیشدیر. او، بوندان علاوه، نسیمی حاققیندا شاعر عشق و شهادت،[2] زندگی و خلاقیت عماد الدین نسیمی،[3] نهضت حروفیه[4] آدلاری ایله اوچ  کیتاب‌دا نشر ائتمیشدیر. اونون نسیمی حاققیندا سؤزلریندن نمونه‌لر:

« عمادالدین نسیمی نمایندهی برجستهی فرهنگ و ادبیات آذربایجان از افتخار آفرینان عرصهی علم و هنر مشرق زمین در قرن هشتم هجری است. دردی است گران که جامعهی ما او را که یک عمر در راه آزادی و رشد فرهنگی ملل مشرق زمین از هیچ کوششی دریغ نکرده است، آن گونه که بایسته و شایسته است نمیشناسد. نسیمی شگفتانگیزترین  چهرهی ادبی و نبوغ بیکران سیمای تاریخ اندیشه و هنر مردم ماست.

عمادالدین نسیمی پیرو پر شور نعیمی و رهبر بعدی حروفیه، با تکیه بر آثار گرانقدرش و با حماسهای که از خون و شهادت آفرید جاودانه گشته است و آثارش تا امروز با برخوردهای متفاوت و گاه متضادی روبرو شده است. علت شهرت عالمگیر وی را میتوان در بیان آرزوهای شیرین انسانی، ترنم خواستههای مردم، آفرینش ادبی زیبایش دانست به طوری که آثار او در میان ملل مختلف مشرق زمین پراکنده شده و در میان اعراب، فارسی زبانان و ترکان شهرتی به سزا یافته است.

نسیمی شاعری است که با جسارت و بیپروایی افسانهایاش رو در روی ستمگران عصر ایستاده و انسانها را به استیفای حقوق انسانی خویش فرا خوانده و با ترنم عشق و محبت لایزال و پایدار، برایشان نغمهی پر شور زیبایی و مهربانی خواند. او عاشقی جانباز و صمیمی است که محور تفكراتش انسان بود و تمامی عظمت خلقت را در سیمای انسان تجسم میکرد و خلقت را بدون انسان ناقص و بیهدف میدانست.

سراپای اشعار نسیمی را هالهای از عرفان و تغزل لطیف و شیوا در بر گرفته است. زنده دلی و شادابی، مهمترین خصیصهی اشعار اوست. شاعری است که با مرام مترقی خویش به مبارزه با پلیدیها و پلشتیها برخاسته و عمری را با آفرینش ادبی خود در جهت نیکیها و زیباییها سپری کرده است. همین امر باعث گردیده که دشمنانش گرد هم آیند و زندگی را بر او سخت گیرند و شاعر را مجبور به ترک دیار سازند.

زندگی شرافتمندانهی نسیمی با مرگ جسورانهاش در هم آمیخت و از او افسانه و اسطورهای در تاریخ ساخت. آن کس که خوب زندگی کند مرگ خوب را هم انتخاب میکند. او را به میدان میآورند و مراسم پوست کندن آغاز میشود. او رنج و عذاب را مردانه به جان میخرد.

نسیمی با ترنم عاشقانههایش به بیان افکار فلسفی و اجتماعی میپردازد و علت خلقت را، تجلی زیبایی و عشق را والاترین مخلوق میشمارد. او به واقعیات و رخدادهای دوران نزدیک شده و صدایش انعکاس نالههای مردم رنجدیده است. او چهرهی معشوق خود را که نمونهای از انسانهای کامل است چهرهای آسمانی میبخشد و یار و معشوق را پشت پردههای صوفیانه راه نمیدهد. معشوق او مظهر زیباییها و شرفافزا و الهامبخش است و شایستهی حرمت و عزت. او در چهرهی دلدارش چهرهی انسان و انسانیت را تصویر میکند، ارزش واقعی انسان را جلوهگر میسازد که باید دل به عشقش داد و جان به پایش فدا ساخت».

 

محمدرضا کریمی 1357- نجی ایلده رضا باغبان امضاسی ایله و فارسجا نشر ائتدیگی زندگی و خلاقیت عماد الدین نسیمی کیتابیندا یازیر:[5]

« از نزدیکان فضل و بزرگترین مبلّغ مرام حروفی، عمادالدین نسیمی است. این شاعر بزرگ به سال 1369 میلادی در شروان دیده به جهان گشود. دیارش از قدیم مرکز علم و ادب بوده، مخصوصاً در قرون وسطا مرکز ادبی خاور زمین شمرده میشد و این امر موجب شد تا نسیمی به سوی ادبیات گرایش پیدا کند.

نام شاعر سید علی، لقبش عمادالدین است و تخلص نسیمی را بر وزن نعیمی برای خود انتخاب کرده است. در اوایل به خاطر ارادت نسبت به حسین بن منصور حلاج، حسینی تخلص میکرد و حلاج در اشعار او یک قهرمان و یک مرد فداکار تصویر میشود.

در این زمان ابراهیم شروانشاه در دربار خود، شاعران را عزیز میداشت و دوستدار شعر و ادب بود. در سالهای اول حکومتش، شاعری به نام کاتبی شهرت زیادی داشت که قصاید و غزلها میگفت و حتی در مدح ابراهیم، قصیدهای سروده و انعام گرفته بود. اما این شاعر مدتی بعد، از دربار دوری گزیده، در کنج میخانهها مسکن گزیده بود. سالی که ابراهیم با امیر تیمور قرارداد بسته بود، ضیافتی ترتیب داده بود. ولی در آن ضیافت شاعری پیدا نشد تا شعری بسراید. لذا ابراهیم دستور داد در شهر جار بکشند که هر کس در شعر گفتن هنری دارد به ضیافتگاه دعوت کنند. مدتی بعد حاکم باکو حاجی فریدون نام، شاعری را به دربار دعوت میکند که در آن وقت 17- 16 سال بیشتر نداشت. این شاعر در خانوادهای محترم بزرگ شده و پرورش یافته بود و با بلاغت و آرامش تمام سخن میگفت. در دربار از او خواستند تا در مدح شاه شعری بگوید. او با بلاغت تمام از اینکه در مدح سخنی ندارد بازگفت و بدین نحو هیچ وقت در سلک مداحان قرار نگرفت. از همان روز نخست، همه به اشعار شیوای او آفرین میگفتند. شاعر در حالی که عود میزد، غزلها و بایاتیهای عاشقانه میسرود. ابراهیم او را کرامت داشت و چون به قدرت نفوذ کلام او پی برد، سفارش داد تا از این شاعر مواظبت کرده، احترام بگذارند، چون این شاعر ادیب و ندیم دربار او خواهد بود. اما به زودی به ابراهیم خبر دادند که شاعر دوستی داشتنی او، شماخی را ترک کرده و رفته است.

ابتدا میگفتند که در باکو عاشق دختر فضل الله شده است و چون دختر را به او نمیدهند همچون مجنون سر به بیابانها گذاشته است. و بعدها گفته شد که کتابهای شیخ فضل الله را خوانده و حروفی شده است و در سرزمینهایی که تیموریان ویران کرده بودند فعالیت میکند. این شاعر همانا نسیمی بود که دیگر هرگز به دربار باز نگشت.

در سفری که فضل الله از تبریز به شروان کرده بود با این شاعر آشنا شده و این دوستی در جهان بینی شاعر اثر فراوان داشت و تخلص نسیمی را هماهنگ نعیمی انتخاب کرد و در اشعار نسیمی به کرّات به اسم فضل الله بر میخوریم که به عنوان استاد خود نام برده است:

زین سلطنت چه بهتر، در عالم ای نسیمی!

 

کز خاک پای فضلش بر سر نهادی افسر؟

بدین ترتیب نسیمی در صف مبلغان مرام حروفی قرار گرفت و از هنر و ذوق شاعری خود برای گسترش هر چه بیشتر حروفیگری سود میجست. علاوه بر این، به تمام اکناف مشرق زمین مسافرت کرده است. در آن سالها بسیاری از شاعران ایران از وضع نابهنجار ایران میگریختند و در دربار عثمانی میماندند. نسیمی مدتی به خاک عثمانی رفت و در آنجا زمینهی مساعدی برای ترویج این مسلک موجود بود که به سرعت مریدان زیادی را دور خود جمع کرده و شاعران از طبع و ذوق شاعری او بهرهها بردند و مسلک حروفی در میان شاعران جایی برای خود باز کرد».

24-  جواد هیئت[6]

جواد هیئت آذربایجان ادبیات تاریخینه بیر باخیش کیتابیندا، نسیمی‌نین حیاتی و یارادیجیلیغی حاققیندا اولان بعضی بیلگیلری توپلاییب خلاصه ائتمیش و اونون تورکجه و فارسجا شعرلریندن نمونه‌لر وئرمیشدیر.

25-  قدیم و اورتا عصرلر آذربایجان ادبیاتی[7]

« نسیمینین بدیعی استعدادی، آذربایجان شیفاهی و یازیلی ادبیاتی عنعنهلری اساسیندا تشکّل تاپمیشدیر. اونون اثرلرینین یازیلیش تاریخی معلوم اولمادیغیندان، یارادیجیلیق یولونو آردیجیللیقلا ایزلهمک چتینلیک تؤرهدیر. لاکین شعرلرینین ایدهیا- فلسفی مضمونو، بدیعی خصوصیتلرینه گؤره اونون یارادیجیلیق انکشافینی ایکی یئره بؤلمک اولار:

1. صوفی- حروفی شعرلری.

2. دونیوی شعرلری.

بیرینجی قیسمه داخیل اولان شعرلرینده، نسیمی، صوفیلیک- حروفیلیک ایدهیالارینین تبلیغینه چالیشاراق ایلاهی عشقی و گؤزهللیگی، آللاهین انساندا تجلی تاپماسینی، دونیانین، کائناتین، انسان و حیاتین یارادیلماسی ایله باغلی اولماسینی تجسّم ائتدیرمیشدیر.

نسیمی شعرلرینده صوفی طریقتلرینین ایلکین مرشدلریندن حلاج منصورون، کرخی، شبلی، ادهم، عطار، جلال الدین رومی و باشقالارینین آدینی چکیر، اونلاری حقیقی عاشیق و عارف انسانلار حساب ائدیردی:

جوینده قیلان محبّتیندن،

 

کرخی ایله شبلی، ادهم اولدو.

شاعیر، بو گؤرکملی صوفی متفکّرلریندن حلاج منصورا داها چوخ اوستونلوک وئریر، اونو زمانهسینین ان جسور، عاغیللی، فداکار و عمل پرور بیر عالیمی آدلاندیریر. عقیدهسی، مسلکی یولوندا ثابیتلیگینه گؤره اونا مئیل گؤستریر، اناالحق ایدهیاسینا طرفدار چیخیر:

دائیم‌اناالحق‌سؤیله‌رم،حقدن چو منصور اولموشام،

 

کیمدیر‌ منی‌بردار ائده‌ن،‌بو شهره مشهور اولموشام.

نسیمی دونیانی ایکی یئره بؤلوردو:

1. عالم فنا.

2. عالم بقا.

انساندا ایکی جهان، مادی و معنوی دونیا گؤرور، طبیعی و قدسی روح اولدوغونو ادعا ائدیردی. شاعیر:

منده سیغار ایکی جهان، من بو جهانا سیغمازام،
 

 

گؤوهر لامکان منم، کؤون و مکانا سیغمازام.

بئیتی ایله باشلایان شعرینده ایکی جهان دئیرکن، انسانین مادی و معنوی وارلیغینی نظرده توتوردو.

نسیمی بو شعری ایکیلیک نسبتی اساسیندا قورموشدور. شعر باشدان باشا ایکیلیکلرین وحدت و آهنگدارلیغیندان بحث ائدیر:

کؤون- مکان، عرش- فرش، کاف- نون، شرح- بیان، ظنّ- گومان، دهر- زمان، جیسم- جان، صدف- اینجی، پیر- جوان، ذره- گونش، شمس- قمر، انجم- فلک.

بورادا ایکیلیک عوضینه، وحدت و بیرلیک قاباغا چکیلیر و شعرده بیرلیگین تجسّمو ایله یئکونلاشدیریلیر:

بو ایکیلیک پرده‌سیندن کئچ، حیجابی رفع قیل،

 

گل‌بو بیرلیک روضه‌سیندن باخ، بو سرّاللهی گؤر.

نسیمینین دیوانیندا آز قالا اوچ یوز دفعه ایکی جهان افادهسینه راست گلیریک، شاعیر همیشه و هر یئرده ایکی جهان دئینده، ایکیلیکلرین وحدت تشکیل ائتدیگی انسانی نظره آلیر.

. . . وحدت وجود فلسفهسیده نسیمی شعرینده افادهسینی تاپمیشدیر. او، هارا باخیرسا آللاهی گؤرور:

هر نه‌یه کیم باخیر ایسن، آندا سن آللاهی گؤر،

 

قانجاری کیم عزم قیلسان، ثمّ وجه اللهی گؤر.

حرفلر نظریهسی نسیمینین حروفی شعرینده باشلیجا موضوعلارداندیر. او، انسانی حرفلر واسیطهسی ایله، دونیا و دؤرد عنصر ایله عئینیلشدیریر:

هم حروفام، هم کیتابام، هم کلامام، هم کلیم.

دئین شاعیر نهدن دانیشیرسا دانیشسین، انسان پرورلیگینی اؤنه چکیر، انسانی دوشونور، انسانی سئومگه و درک ائتمگه چاغیریر. نسیمی اؤز زمانهسنیده وفا، صداقت، انسانلیق آختاریب تاپمیر، حقیقی بیر عاشیق، دیانتلی بیر دوست آختاریر:

 

قانی بیر عهد و پئیمانی بوتون یار،
قانی حققی بیلن بیر گئرچک ارکیم،
قانی دؤوراندا بیر قلبی دغلسیز،
قانی دیل ایله اقرار ائیله‌ین کیم،
قانی عهدینده بیر ثابت قدم، کیم،

 

قانی بیر قؤولو گئرچک، دوغرو دلدار؟
اولا دوغرو آنین دیلینده گفتار؟
قانی عالمده بیر آریجا دینار؟
حقه یوخدور آنین کؤنلونده انکار؟
قویام آدین آنین دوغرو وفادار؟»



[1] محمدرضا کریمی. تاریخ ادبیات آذربایجان، ج. 1 از پگاه تاریخ تا قرن هشتم، انتشارات مؤسسه فرهنگی هنری یکتا رصد زنجان، زنجان، 1384، ص 722- 766.

[2] م. کریمی. شاعر عشق و شهادت، زنجان، 1373.

[3] م. کریمی. زندگی و خلاقیت عمادالدین نسیمی، انتشارات نوبل، تبریز، 1357.

[4] م. کریمی. نهضت حروفیه، انتشارات تلاش، تبریز، 1357.

[5] رضا باغبان. زندگی و خلاقیت عماد الدین نسیمی، کتابفروشی نوبل، تبریز، 1357.

[6] دکتر جواد هیئت. آذربایجان ادبیات تاریخینه بیر باخیش، تهران، 1358، ص 27.

[7] قدیم و اورتا عصرلر آذربایجان ادبیاتی، معارف نشریاتی، باکی، 1982.

نویسنده : mehmet 30 مرداد 1391 ساعت : 11:26
Sağ olun
صفحه قبل 1 صفحه بعد
نظر شما
نام : *
پست الکترونیک :
وب سایت/بلاگ :
*
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O @};-
:B /:) =D> :S
کد امنیتی : *

برچسب ها : شناختنامه عماد الدین نسیمی بر اساس پژوهش دکتر حسین محمدزاده صدیق,سید عماد الدین نسیمی در تحقیقات دکتر حسین محمدزاده صدیق, پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق پیرامون سید عماد الدین نسیمی, شناختنامه عماد الدین نسیمی به روایت دکتر حسین محمدزاده صدیق, حسین محمدزاده صدیق مصحح آثار عماد الدین نسیمی,عماد الدین نسیمی در تحقیقات حسین محمدزاده صدیق, فضل الله نعیمی و حروفیه به روایت دکتر صدیق,شناختنامه سید عماد الدین نسیمی بر اساس پژوهشهای دکتر حسین محمدزاده صدیق,
ارسال در تاريخ جمعه 7 مهر 1391 توسط دکتر صدیق. ارسال: سید احسان شکرخدایی